h 1567
i 0
S 0

سلامت معنوی نوپا

  •  چرا باید فرزندانی صالح تربیت کنیم؟
  •  استمداد و توکل به خداوند
  •  ارزش آموختن در کودکی
    •  آموزش ادب به کودکان
    •  آموختن قرآن به فرزندان
  •  مقلدان کوچک
  •  برخورد والدین در مقابل خطای کودک
    •  اغماض و چشم پوشی
    •  خودداری از اعمال خشونت
  •  عشق و محبت نسبت به کودک
    •  ابراز عشق و محبت به کودک
    •  اعتدال در محبت
  •  تکریم و احترام به شخصیت کودک
    •  برخورد مناسب با کودک
    •  آغاز کردن به سلام
    •  به عهد خود با کودک وفادار باشید
  •  بازی نیاز طبیعی کودک
    •  با کودک، کودکانه رفتار کنید
  •  رعایت حیا در ارتباط با کودک
  •  نقش تربیتی داستان بر روی کودک
    •  انتخاب داستان مناسب
    •  الگوگیری کودک از قهرمان داستان
  •  تربیت کودک برای زمان خودش

چرا باید فرزندانی صالح تربیت کنیم؟

پرورش دینی فرزندان بزرگترین وظیفه ی زندگی پدران و مادران را تشکیل می دهد. آری، پرورش و تربیت فرزندان نوعی وظیفه ی شرعی است. همین کودکان و ناتوانان امروز، زنان و مردان توانا و پدران و مادران آینده اند که آنان هم باید به پرورش فرزندان خود بپردازند. تربیت خوب امانتی است که به تمام نسل ها منتقل می شود. بعد از انتخاب همسر مناسب، زمان آبستنی، خوردنی ها، آشامیدنی ها، پوشیدنی ها، رفتار و کردار و حتی پندار، شیرخوارگی، انضباط، نفوذ والدین، همه و همه در کیفیت تربیت فرزندان مؤثر است.

باید دانست که زحمت تربیت صحیح و معمولی اطفال به مراتب ساده تر از تربیت مجددشان خواهد بود و پرورش اولیه آن قدرها هم که بعضی آن را مشکل و حتی غیر مقدور می دانند دشوار نیست. دشواری تربیت به عدم توانایی پدران و مادران و عدم آگاهی و تسلط آنان باز می گردد وگرنه اگر آگاهی و علاقه باشد کار دلپذیر و خوشحال کننده ای است و احتیاج به تربیت مجدد که واقعاً کار مشکل تری است نخواهد بود. نباید فراموش کرد که زمان پدران و مادران گذشته با زمانه ی ما متفاوت است. اوضاع و احوال امروز نیز با روزگار آینده، تفاوتی چشمگیر خواهد داشت.

امیر مؤمنان (ع) فرموده است: فرزندانتان را وادار نکنید که از اخلاقتان پیروی کنند، زیرا آنان برای زمانی غیر از زمان شما آفریده شده اند.

اگر کودک ما تربیت دینی یابد، برکاتش به خود او و دیگران خواهد رسید. کودکی که با خدا آشنا است، هیچ گاه احساس پوچی نمی کند و در جای جای زندگی اش تکیه گاه محکمی خواهد داشت و با همین تکیه ‏گاه، در برابر مشکلات استقامت می کند. زمانی که برادران حضرت یوسف (ع) او را در چاه انداختند، یوسف 9 ساله بود. وقتی کاروان از کنار چاه گذشت و یکی از کاروانیان یوسف را دید، صدایش را بلند کرد و گفت: کاروانیان بایستید! بیایید و به این کودک غریب و تنها کمک کنید. وقتی یوسف، این تربیت شده ی دینی سخن او را شنید، گفت: انسانی که با خداست، هیچ گاه غریب و تنها نیست. (محمد تقی فلسفی، کودک، ج 2، ص 190)

برکت تربیت دینی کودک، به والدین نیز می رسد. کودک تربیت شده ی دینی، با والدین خود خوب رفتار می کند زیرا با قرآن آشنا است و قرآن می فرماید: «فَلا تَقُلْ لَهُما أُفٍّ» به پدر و مادرت اف نگو (سوره اسراء/ آیه 23)

او با روایات معصومین (ع) آشنا می شود که می فرمایند: نیکی به پدر و مادر واجب است حتی اگر مشرک باشند. (حرعاملی، وسائل الشیعه، ج 16، ص 155)

تربیت یافته ی دینی، سخنانی زیبا و پرمحتوا بر زبان جاری می سازد و سبب افتخار پدر و مادر و نزدیکان می شود.

سید جمال الدین 10 ساله بود که با پدرش سید صفدر به تهران مسافرت کرد و در منزل مرحوم آقا سید صادق سنگلجی، مجتهد معروف تهران سکنی گزید. آقا سید صادق رو به سید جمال 10 ساله کرد و فرمود: خوب، سید جمال کوچک! شما هم چیزی بگویید. سید گفت: چیزی قابل عرض ندارم. آقا فرمود: خوب چیزی قابل طول بگویید. سید بی درنگ گفت: چیزی که قابل طول است، عمر شما است. (محمد علی کریمی نیا، الگوهای تربیت کودکان و نوجوانان، ص 380)

تربیت دینی کودکان، در آخرت والدین هم اثر می گذارد. امام صادق (ع) از رسول گرامی اسلام (ص) نقل می کند که حضرت فرمود: روزی حضرت عیسی از قبرستانی می گذشت و دید مرده ای را عذاب می کنند. سال بعد از همان قبرستان گذشت و متوجه شد که عذاب آن مرده برداشته شده است. از خداوند پرسید: قضیه چیست؟ خداوند فرمود: فرزندی دارد که جاده ای را ترمیم کرد و یتیمی را پناه داد. بدین سبب، عذاب او را برداشتم. (ناصر مکارم شیرازی و دیگران، تفسیر نمونه، ج 13، ص 11 و 12)

نمونه ای دیگر از برکات تربیت دینی کودک برای آخرت پدر و مادر داستانی است درباره پیامبر. روزی رسول اکرم (ص) از قبرستان بقیع می گذشت و به یاران فرمود: بشتابید! در برگشت یاران خواستند با سرعت بگذرند، حضرت فرمود: آرام بروید. در رفت، مرده ای را عذاب می کردند و در بازگشت، عذاب از او برداشته شد چرا که فرزندی دارد و در همین فرصت نزد معلم رفت و «بسم الله الرحمن الرحیم» را آموخت و خداوند به همین جهت، عذاب را از پدر او برداشت. (محمد علی کریمی نیا، الگوهای تربیت کودکان و نوجوانان، ص 205 و 206)

استمداد و توکل به خداوند

در تربیت فرزندان، به ویژه در زمینه های اخلاقی و دینی، نباید از استمداد از حضرت ربوبیت غافل شد زیرا چه بسا پدران و مادرانی هستند که از لحاظ مذهبی و اخلاقی شایسته اند، ولی متأسفانه فرزندانی بد و سرکش و خطاکار و... دارند. گاهی نیز آدمی خانواده هایی را می بیند که ممکن است تقید بسیار به مذهب نداشته باشند، ولی صاحب فرزندانی صالح و پاکدامن و با ایمان می شوند. باید دانست که: «العبد یدبر و الله یقدر» بنده تدبیر و کاردانی می کند، ولی قسمت و تقدیر و سرانجام با پروردگار حکیم است.

البته پدران و مادران نباید به صرف اعتماد و امیدواری به تقدیر از یادگیری شیوه های درست تربیت غفلت ورزند. آنان باید با مراجعه به کتاب ها و مشاوران، حتی در امر انتخاب همسر دقت نمایند و در نهایت با توکل و استمداد به حضرت حق با تمام توان خود جهت تربیت صحیح و اصولی فرزند خود بکوشند.

در روایات می خوانیم دعای پدر و مادر در حق فرزند مانند دعای پیامبر در حق امتش می باشد. و از سوی دیگر در روایت به استجابت نفرین پدر و مادر نیز تصریح شده است. بنابراین، سزاوار است والدین برای تربیت فرزند به درگاه الهی متوسل شده و سعادت و عاقبت به خیری فرزند خود را از خداوند منان مسألت نمایند.

باید توجه داشت دعا کردن برای فرزندان به معنای کنار کشیدن از وظایف تربیتی در قبال آن ها نیست بلکه دعای ایشان بدین معناست که:

«خدایا! من تمام دستوراتی که برای تربیت صحیح فرزند به من داده بودی عمل کردم ولی در عین حال، اگر خودت یار و یاور او نباشی تلاش من ثمره ای نخواهد داشت.» و به عبارتی: فرزندت را به خدا بسپار و او را بیمه ی پروردگارش کن. که فرمود: فالله خیر حافظا و هو أرحم الراحمین. (سوره یوسف/ آیه 64)

پدر و مادر دلسوز باید توجه داشته باشند در اوج عصبانیت و دل خوری از فرزند، سعادت او را با نفرین به مخاطره نیندازند.

ارزش آموختن در کودکی

پیامبر خدا (ص): حکایت کسی که در کودکی می آموزد، همانند نقش کَندن بر سنگ است و حکایت کسی که در بزرگ سالی می آموزد، همانند کسی است که بر آب می نویسد.

امام علی (ع): فرزندانتان را به آموختن دانش، امر کنید.

امام علی (ع): هر کس در خردسالی بپرسد، در بزرگسالی پاسخ می دهد.

امام علی (ع): کسی که در کودکی نیاموزد، در بزرگ سالی پیش نمی افتد.

سنن الدارمی به نقل از شرحبیل بن سعد: امام حسن (ع) فرزندانش و فرزندانِ برادرش را جمع کرد و فرمود: «ای فرزندان من و فرزندان برادرم! شما خردسالان این نسلید و امید است که بزرگانِ نسلی دیگر باشید. پس دانش بیاموزید.»

آموزش ادب به کودکان

ادب از نظر اسلام بسیار مهم است و هم چنین در روایات آمده است که بهترین میراث والدین برای فرزندانشان همانا تربیت صحیح و اسلامی و ادب است. ادب هم نشانه ای است از شخصیت فردی و هم مهارتی است اجتماعی که از طریق والدین و تقلید از افراد مؤدب به دست می آید. مثلاً در حضور جمع لازم نیست به کودک گفته شود که در قبال اعطای کار و یا چیزی بگوید: متشکرم.

گاهی والدین قبل از این که خودشان خداحافظی کنند به طفل می گویند: خداحافظی کن و یا سلام کن. برخورد والدین بهترین راه تربیت است. مثلاً اگر احیاناً کودک با گرفتن کادو تشکر نکرد و یا خداحافظی ننمود والدین می توانند در خانه به کودک بگویند: بابابزرگ و یا مامان بزرگ.... برایت کادو خریده. چطور است برای این که زحمت کشیده و هدیه تهیه کرده اند و به فکر ما بوده اند کارت تشکری برایشان فرستاده شود، یا این که با تلفن از آنان تشکر کنیم. این امر اگرچه سخت تر است ولی از توبیخ مستقیم طفل آن هم در حضور همگان به مراتب مؤثرتر خواهد بود.

ظرافت و نکته های هنر زندگی را نمی توان با کوبیدن پتک بر سر طفل به او منتقل نمود. اگر کودک وسط حرف دیگران با سخنانی مکالمه ی آنان را قطع کند نباید با خشمناکی عکس العملی نشان دهیم و بگوییم: آن قدر بی ادب نباش! وسط سخنان دیگران پریدن بی ادبی است! باید دانست و همیشه مد نظر داشت که اطفال دوست ندارند در حضور همگان توبیخ و حتی تذکر داده شوند.

رفت و آمد به خانه ی خویشاوندان و آشنایان به منظور دید و بازدید، فرصت بسیار مفیدی است تا به اطفال تربیت و ادب آموخته شود زیرا دید و بازدید برای والدین و فرزندانشان خاطره انگیز و لذت بخش است. در این مواقع، والدین باید با میزبان توافق کنند و این بهترین زمانی است که می توان بار مسئولیت رفتار کودکان را بر عهده ی خود کودکان و میزبان واگذار کرد. کمک والدین محدود به این خواهد شد که با خواسته ها و احساسات اطفال ابراز تفاهم نمایند. بهترین روش برای مقابله با این مشکل این است که به میزبان اجازه داده شود تا مقررات و قوانین خود را درباره ی اطفال به کار ببرد. هنگامی که طفل روی مبل و صندلی می پرد، اجازه دهید میزبان ـ عمه یا خاله و یا.... هر کس باشد ـ تصمیم گیری کند و به کودکان اعلام دارد که این مبل و صندلی برای نشستن است نه بالا و پایین پریدن و محدودیت ها را تعیین و گوشزد نماید که به احتمال زیاد کودکان توجه خواهند کرد. مادران نیز می توانند با خیال راحت و فارغ از هر گونه تعهدات مادری به کودکان خود گوشزد کنند که: «قوانین اینجا چنین است». همین رفتار ساده باعث شکل گیری ادب و فرهنگ میهمانی در کودک می شود و او را برای آینده آماده خواهد ساخت.

اکنون به بیان چند روایت در رابطه با اهمیت ادب آموزی به کودکان در دین اسلام می پردازیم.

امام علی(ع) فرمود: بهترین چیزی که پدران برای فرزندان به ارث می گذراند، ادب است.

امام باقر(ع) فرمود: پدرم مردی را دید که به همراه پسرش راه می رفتند و پسر به بازوی پدر تکیه داده بود، گوید: تا پدرم زنده بود با آن مرد سخن نگفت.

امام علی(ع) فرمود: هرکس ادبش اندک باشد، زشت کاری هایش بیشتر می شود.

امام صادق(ع) فرمود: خداوند رحمت کند کسی را که در کار نیک فرزندش اقدام کند.

آموختن قرآن به فرزندان

آموختن قرآن به فرزندان جزء وظایف والدین مخصوصاً پدر است. کودکان باید از همان ابتدا به قرآن احترام بگذارند، به آن گوش داده و با آن مأنوس باشند. امام صادق (ع) فرمود: قرآن پیمان پروردگار است با بندگانش و مسلمان باید به پیمانش عمل کند.

پیامبر اکرم (ص) فرمود: کسی که با تلاوت و تمسک به قرآن طلب شفا ننماید خداوند به او شفا نخواهد داد. (مکارم الاخلاق، ص363)

امیرالمؤمنان (ع) فرمود: فرزندانتان را بر سه خصلت؛ دوستی پیامبر و اهل بیت و قرائت قرآن تربیت کنید. (ینابیع الموده، ص271)

هم چنین به آن ها بیاموزید که قرآن و اهل بیت (ع) جداشدنی نیستند به طوری که پیامبر اکرم (ص) فرموده است:

دو گوهر گرانبها را که قرآن کتاب ایزد منان و اهل بیتم [معصومین (ع)] بین شما می گذارم که آن دو جداشدنی نیستند تا روز قیامت که سر حوض کوثر دیدار و به من برگردانیده شوند و اگر شما از آن دو پیروی کرده و دست به دامنشان یک جا و با هم بشوید هرگز گمراه نخواهید شد. (ینابع الموده، ص 35، باب الرابع و نیز ص 119، باب 39)

امام معصوم (ع) در حدیث دیگری فرموده است: «نوروا بیوتکم بتلاوه القرآن» خانه هایتان را با تلاوت و خواندن قرآن نورانی کنید.

مقلدان کوچک

نیروی تقلید و قوه ی جاذبه ی کودک بسیار قدرتمند است، لذا سریع هر آنچه را که در پیرامونش اتفاق می افتد دریافت می کند. و چه بسا بعضی از آن رفتارها و اعمال را دقیقاً انجام دهد، بدین جهت والدین باید به این موارد دقت کنند و با بی توجهی و بی اعتنایی از کنار آن نگذرند و تصور نکنند که او بچه است و نمی فهمد و ... که این نوع طرز تفکر از عدم درایت و سادگی والدین بچه سرچشمه می گیرد و نمی دانند همین بی توجهی و بی اعتنایی به کودک در آینده چه انعکاسی خواهد داشت و چه تأثیری در بافت و ساختار فرهنگی و اخلاقی او به وجود می آورد و حتی ممکن است منشأ بسیاری از ناهنجاری ها و بزهکاری در کودک گردد.

آنچه که بیشتر قابل توجه و با اهمیت است بزرگ دانستن و مهم پنداشتن همین توهمات است که به نظر خیلی کوچک جلوه می کند. اتفاقاً بسیاری از کودکان نسبت به همان چیزهایی که بزرگان قابل توجه نمی دانند خیلی هوشیارند، پس بهتر است والدین در رفتار خود خیلی دقیق باشند اعمالی را که اسلام زشت و ناپسند شمرده، پیروانش به آن ها دقت و توجه کنند که خیر و صلاح خود و فرزندانشان در آن است. هتاکی والدین به یکدیگر و عیب گویی و ناسزاگویی و ... از شأن انسان های عاقل به دور است.

پیامبر اسلام (ص) فرموده است: یکی از حقوق فرزند به عهده ی پدر، احترام کردن به مادر اوست که در مطالب پیش به این حدیث اشاره شد. (الکافی، ج 2 ،ص 106)

زن و شوهری که تحت پرچم اسلام زندگی می کنند و نور دیانت خداپرستی در قلبشان تابیده است و به اسلام عشق می ورزند و به پیامبر و خاندانش دل بسته اند، دوست دارند زندگیشان در چهارچوب اسلام محفوظ باشد و می خواهند نسل های سالم داشته باشند، باید محیط منزلشان را از رفتارها و اعمال گرفتار لغزش، منزه نمایند. اسلام ظرافت کاری هایی دارد که خیلی زیبا و قابل توجه است. آداب و معاشرتی که اسلام به پیروانش آموخته، برای سالم نگه داشتن محیط خانه و جامعه و برای سالم رسیدن این قافله ی بشری به سرمنزل مقصود است، از این روست که برای سلوک در خانه و جامعه ای که در آن زندگی می کند و هم چنین جهانی که امروزه با گسترش شبکه ارتباطات در حکم دهکده است، برنامه ریزی دقیق دارد. به همین جهت حتی آن مسائل ریز و غیر قابل توجه از نظر ما را، مهم دانسته است.

برخورد والدین در مقابل خطای کودک

اغماض و چشم پوشی

در سیره ی پیامبر (ص) و اهل بیت (ع)، اولین اقدام در برخورد با رفتارهای ناشایست اخلاقی، به ویژه اگر این رفتار برای نخستین بار از فرد سر زده باشد، چشم پوشی و نادیده گرفتن آن است.

از امیرمؤمنان علی (ع) روایت شده است: اگر کسی به شما بدی کرد شما چشم ‌پوشی کنید و گذشت داشته باشید همان‌طور که دوست دارید دیگران هم نسبت به شما گذشت داشته باشند. (تحف‌العقول، ص ۱۴۷)

هم چنین پیامبر اکرم (ص) فرموده اند: بدترین مردم کسی است که خطای دیگران را نمی بخشد و از لغزش آن ها نمی گذرد. (بحار، ج ۷۷، ص ۶۶)

از این سیره به روشنی فهمیده می شود که پیامبر (ص) برخی خطاها را نادیده می گرفتند و در مقابل آن واکنشی نشان نمی دادند. برای نادیده گرفتن این تخلف ها از سوی معصومین (ع) می توان دو دلیل ارائه کرد. نخست اینکه متخلف با ارزش های اخلاقی آشنا نبوده است. دیگر اینکه در مواردی اغماض کردن و چشم پوشی از تخلف، بیش از آشکار کردن در متخلف مؤثر واقع می شود و او را از تکرار رفتار ناشایست باز می دارد زیرا آشکار کردن، گاهی فرصت بازگشت را از فرد می گیرد و او را بر ارتکاب رفتارهای ناشایست گستاخ می کند.

به همین دلیل توصیه شده است که والدین تا حد امکان در مقابل برخی رفتارهای ناشایست کودک که برای اولین بار از او سر زده است اغماض و چشم پوشی نمایند.

خودداری از اعمال خشونت

پدران و مادرانی که در قِبال کودکان و فرزندانشان احساس مسئولیت می کنند، بدیهی است که بیشتر دل می سوزانند و توقع دارند فرزندانشان طبق دلخواه آن ها تربیت شوند. امکان دارد کودکان و فرزندانی باشند که بعضاً در قالب و چهارچوب فکری و تربیتی آن ها نگنجند و یا دیر در راه تربیتی قرار گیرند و یا اصلاً تمرّد کنند و شیطنت نمایند. در این صورت احتمال دارد والدین دست به خشونت بزنند و مبادرت به مجازات آن ها کنند و کودکان خود را به تکلف وادارند، اعمال سلیقه و سخت گیری کنند.

همان گونه که در گذشته مطرح شد، تربیت فرزند، یک نوع ظرافت کاری و آشنایی به اصول روش تربیتی لازم دارد. باید گام به گام پیش رفت. عصبانیت و خشونت که منجر به کتک کاری و تنبیه سنگین بدنی شود سودمند و مفید نیست. این گونه رفتار کردن، تنش آفرین است و باعث عصیانگری و ایجاد روحیه ی پرخاشگری در فرزند می شود.

امام رضا(ع) فرمود: مردی در حضور حضرت از فرزند خود شکایت کرد، حضرت فرمود: فرزندت را نزن، برای ادب کردنش، از او قهر کن، ولی مواظب باش، قهرت طول نکشد و هرچه زودتر آشتی کن.

علی(ع) فرمود: پندپذیری انسان عاقل به وسیله ی ادب و تربیت است، چارپایان و حیوانات اند که تنها با ضرب و زدن، تربیت می شوند.

پیامبر(ص) فرمود: ام الفضل همسر عباس بن عبدالمطلب دایه ی امام حسین(ع) بود. می گوید: پیامبر(ص) حسین(ع) را که کودک بود از من گرفت و بغل کرد. حسین (ع) لباس او را آلوده کرد و آن گاه شروع به گریه کرد. من ناراحت شدم. حضرت فرمود: ام الفضل آرام، این رطوبت با اندکی آب پاک می شود و اما اگر کدورتی از این ناراحتی به دل حسین بنشیند، آن وقت چه چیزی این غبار را از دل او می زداید. (بحارالانوار، ج 104 ،ص 99)

عشق و محبت نسبت به کودک

بی شک یکی از اساسی ترین نیازهای انسان پس از نیازهای زیستن (آب و غذا و...) نیاز به محبت است؛ به گونه ای که اگر این نیاز انسان برآورده شود، تا حد بسیاری نسبت به نیازهای زیستی نیز مقاومت کرده، آن را تحت تأثیر خود قرار خواهد داد. نیاز به محبت حتی در برخی حیوانات نیز مشاهده می شود هر چند این نیاز در انسان شدید و در کودک شدیدتر است.

از آن جا که نخستین سرپرست کودک خانواده است، لازم است خانواده به ویژه والدین، به این نیاز کودک توجه ویژه داشته باشند و بدانند پاسخگویی صحیح به این نیاز کودک، اساس و پایه تربیت او را تشکیل می دهد زیرا ارضای این نیاز در کودک موجب آرامش روانی، امنیت خاطر، اعتماد به نفس، اعتماد به والدین و حتی سلامت جسمی می شود و ارضا نشدن آن نیز باعث فروپاشی آرامش روحی و روانی، بی اعتمادی به خود و دیگران، احساس عجز و حقارت، بیماری های جسمی و روانی متعدد وانحرافات اجتماعی بسیاری خواهد شد. بر این اساس، این نیاز تربیتی را باید در طول دوران تربیت در نظر داشت و آن را به عنوان راهنمای عمل، سرلوحه عمل تربیتی قرار داد.

از طرف دیگر پناهنگاه یک کودک در کانون گرم خانواده از طریق محبت است. اگر او در خانواده ی خود محبت نبیند به دیگران پناه خواهد برد، به کسانی که به او محبت کنند. فرق نمی کند که این محبت در طول حیات او به نفع او باشد یا به زیان او.

متأسفانه امروزه بیشتر انحرافات جوانان و نوجوانان در جامعه از کسانی بروز می کند که در دوران کودکی و پس از آن، فاقد محبت از جانب والدین خود بوده اند؛ توجه به این امر را بسیار لازم و ضروری می نماید، آن هم محبتی که به نفع فرزند باشد و معقول، نه دوستی و محبت ظاهری و تصنعی. باید محبت در راستای ساختار درست و صحیح اخلاقی و فرهنگی او باشد.

ابراز عشق و محبت به کودک

یکی از نکات مهم در مسئله محبت به کودکان این است که تنها به محبت درونی اکتفا نکنیم زیرا محبت وقتی مؤثر و مفید خواهد بود که آن را ابراز و کودک را از محبت خود به او آگاه سازیم وگرنه اصل محبت داشتن تنها برای محبت کننده می تواند مفید باشد نه برای محبت شونده. 
سیره عملی و احادیث پیشوایان معصوم (ع) نشان دهنده توجه ویژه مکتب تربیتی اسلام به این نیاز اساسی است. پیامبر اکرم (ص) به فرزندان خویش، فاطمه (س) و ابراهیم، نواده ها، کودکان اصحاب و مسلمان و حتی کودکان غیر مسلمان محبت می کرد و دیگران را نیز به محبت فرزندان سفارش می نمود. ابن عباس می گوید: عایشه نزد رسول خدا رفت در حالی که پیامبر (ص) فاطمه (س) را می بوسید. عایشه گفت: ای رسول خدا، آیا او را دوست می دارید؟ پیامبر (ص) فرمود: آگاه باش! به خدا سوگند اگر تو به مقدار دوستی من نسبت به او آگاه بودی، بر محبت خود به او می افزودی (مجلسی، 1403، ج 43، ص 5). 
امام باقر (ع) از امام حسین (ع) نقل می کند که فرمود: من و برادرم نزد جدم رسول خدا (ص) رفتیم. پیامبر (ص) مرا بر زانوی چپ و برادرم حسن را بر زانوی راست خویش نشاند. سپس ما را بوسید و فرمود: پدرم به فدای دو فرزندی باد که امام اند. (همان، ج 36 ص 255)
هم چنین روزی پیامبر (ص) حسن و حسین (ع) را می بوسید. أقرع بن حابس گفت: من ده فرزند دارم که هیچ کدام را نبوسیده ام. پیامبر (ص) فرمود: چه کنم که خدا رحمت را از قلب تو برده است. (طبرسی، 1412ص231)
رسول اکرم (ص) فرمود: به فرزندان خود احترام کنید و با آداب و روش پسندیده با آنان معاشرت کنید. (مکارم الاخلاق، ص 113)
امام صادق (ع) فرمود: خداوند متعال به مردی که بیشتر به فرزندش محبت کند، رحم می کند. (تاریخ یعقوبی، ج 3 ،ص53)
از این رو معصومین (ع) به شیوه های مختلف، محبت خویش را به کودکان ابراز می کردند که برخی از آن ها عبارت اند از: بیان محبت خود به آن ها، بوسیدن، بغل گرفتن و روی زانو نشاندن، سواری دادن، هدیه دادن به آنان، شوخی و بازی کردن با آن ها، دست بر سر آن ها کشیدن و حتی میوه تازه و نوبر را به آن ها دادن و در کنار آن ها خوابیدن.

 

اعتدال در محبت

محبت و مهربانی و احترام به کودکان شایسته و پسندیده است اما پدران و مادران باید بدانند که افراط و تفریط در این مورد هر دو مضر خواهند بود. اگر در محبت به کودک افراط شود، کودک لوس و غیر مستقل و از خود راضی می شود زیرا می بیند پدر و مادر بی قید و شرط به تمام خواسته های او عمل می نمایند و تسلیم محض او هستند.

این کودکان، ناتوان و زودرنج می شوند و در تمام عمر انتظار دارند که همه ی مردم همچون والدینشان دست به سینه و تسلیم آنان باشند که این هم در هیچ محیط و زمانی برایشان فراهم نخواهد شد. چنین کودکانی در کمترین ناکامی ها آزرده خاطر و ناراحت شده و شکست می خورند و در نتیجه احساس زبونی و ناتوانی و حقارت می کنند.

اصولاً خروج از حالت اعتدال در هر کاری ناپسند است. ضرر افراط و تفریط در هر کاری از نفع آن ـ اگر نفعی داشته باشد ـ بیشتر خواهد بود. در اسلام نیز افراط و تفریط در کارهای ناپسند و از ویژگی های جاهل دانسته شده است.

علی (ع) می فرماید: جاهل را نمی بینی مگر این که در کارش زیاده روی می کند یا از کارش کم می گذارد. (نهج البلاغه، ج 4 ص 15)

هم چنین آثار منفی محبت بیش از حد به کودک، از آثار منفی کمبود محبت بیشتر است. سلطه جویی و پرتوقعی کودک، نازپروردگی، ضعف روحی، زودرنجی و خودپسندی را می توان از آثار محبت بیش از حد به کودک دانست.

امام صادق (ع) در این باره می فرماید: بدترین پدران، کسانی اند که نیکی به فرزندان، آنان را به ورطه افراط کشاند. (یعقبی، ج 2 ص 320)

توجه به این نکته لازم است که صرف دوستی زیاد مشکلی ایجاد نمی کند، آن چه ناپسند و مضر است این است که دوستی و محبت زیاد به فرزندان باعث شود والدین آن چه به مصلحت خود و فرزندانشان نیست، انجام دهند و در واقع خود یا فرزندان خود را به ورطه گناه و خلاف اندازند. این مطلب، هم از کلام پیامبر (ص) فهیمده می شود و هم از کلام امیرمؤمنان علی (ع).

پیامبر اکرم (ص) به ابن مسعود می فرماید: ابن مسعود،[مواظب باش] محبت و دلسوزی به خانواده و فرزندت تو را به ورطه گناه و حرام نیندازد. (مجلسی 1403 ج 77 ص 108)

بنابراین، باید به این نکته توجه داشت که دوستی زیاد، به خودی خود ضرری ندارد، ولی چون معمولاً دوستی زیاد باعث چشم پوشی از حقایق و افتادن در وادی باطل می شود، مطلوب نیست و پرهیز از آن توصیه می شود. از این روست که امام علی (ع) می فرماید: دوستی هر چیزی انسان را [نسبت به آن] کور و کر می کند. (صدوق، 1413 ج 4 ص 380)

این زیان ها همه متوجه خود محب و دوستدار است، اما افراط در محبت به کودک، علاوه بر زیان هایی که برای دوستدار دارد، آسیب هایی را نیز متوجه کودک می کند که بسا جبران ناپذیر خواهد بود.

تکریم و احترام به شخصیت کودک

انسان، گل سر سبد موجودات است و اسلام به او حرمت نهاده است. این حرمت، صرف نظر از ویژگی های هر دسته و گروهی از انسان هاست. جنسیت، قومیت، نژاد، کوچکی و بزرگی و حتی ایمان و بی ایمانی نیز در آن دخالت ندارد. این حرمت و کرامتی است که خدا از بدو خلقت به انسان داده و در برابرش نیز مسئولیت خواسته است.

قرآن کریم در این باره می فرماید: «وَ لَقَدْ کَرَّمْنا بَنی‏ آدَمَ وَ حَمَلْناهُمْ فِی الْبَرِّ وَ الْبَحْرِ وَ رَزَقْناهُمْ مِنَ الطَّیِّباتِ وَ فَضَّلْناهُمْ عَلی‏ کَثیرٍ مِمَّنْ خَلَقْنا تَفْضیلاً» و به راستی ما فرزندان آدم را گرامی داشتیم و آن ها را در خشکی و دریا [بر مرکب ها] برنشاندیم و از چیزهای پاکیزه به ایشان روزی دادیم و آن ها را بر بسیاری از آفریده های خود برتری بخشیدیم. (سوره اسراء/ آیه70)

سخن این آیه آن است که انسان کرامت و حرمت دارد و این کرامت و حرمت اختصاص به فرد یا گروه خاصی ندارد زیرا بنابر سخن علی (ع) در عهدنامه مالک اشتر، انسان ها یا برادر دینی یکدیگرند یا برادر خَلقی (نهج البلاغه، [بی تا]، الف، ج 3 ص 84) یعنی از یک پدر و مادر آفریده شده اند و در آفرینش همانندند.

بنابراین همان طور که قومیت، جنسیت و نژاد در این کرامت دخالتی ندارد سن کم یا زیاد نیز دخالت ندارد و بدون در نظر گرفتن ملاک های ثانوی، کودک و بزرگسال با هم مساوی و از کرامت لازم برخوردارند و از این رو باید از احترام لازم نیز برخوردار باشند. از این رو در اسلام حتی جنینی که در رحم مادر است و هنوز به دنیا نیامده، از سهم الارث برخوردار است. اگر سقط شد مانند دیگر انسان ها باید غسل داده، کفن و دفن شود و حتی اگر کسی باعث قتل او در رحم مادر شد، باید به ولی او دیه بپردازد. پس از تولد نیز مالک می شود، حق پیدا می کند و با سایر افراد مساوی و از احترام لازم نیز برخوردار است. چنین نیست که بتوان او را نادیده گرفت و با او برخوردی متفاوت از بزرگسالان داشت. این لازمه تساوی انسان ها در کرامت است. در عین حال، در اسلام برخی از انسان ها درجه ی برتری از کرامت را دارا هستند و برخی دیگر چنین درجه ای از کرامت را ندارند. قرآن کریم می فرماید: «إِنَّ أَکْرَمَکُمْ عِنْدَ اللَّهِ أَتْقاکُمْ» همانا گرامی ترین شما نزد خدا باتقوا ترین شماست. (سوره حجرات/ 13)

با توجه به حصری که در آیه وجود دارد تنها ملاک برتری و کرامت انسانی بر سایر انسان ها تقواست. اما کودکان هنوز اقتضای کسب تقوا را ندارند پس دست کم در کرامت اولیه با بزرگسالان مساوی اند. از سوی دیگر، کودکان بر فطرت الهی آفریده شده اند و این فطرت گرچه هنوز به فضائل مزین نشده به خباثت نیز آلوده نیست، پس از این حیث نیز دارای کرامت اند و شاید کرامتی بیش از بسیاری بزرگسالان، پس احترامی بیشتر می طلبند.

در سیره معصومین (ع) تکریم و احترام به کودکان به شیوه های مختلف صورت می گرفت از جمله قیام و استقبال از فرزندان به هنگام ورود آن ها به مجلس، سلام کردن به کودکان، با احترام صدا کردن کودکان، عیادت از کودکان مریض و از این قبیل که در این جا به بیان برخی از این سیره ها می پردازیم.

پیامبر اکرم (ص) معمولاً به هنگام ورود افراد به مجلس به احترام آن ها می ایستاد و برای آن ها جا باز می کرد اما در برابر فرزندان خویش حسن و حسین (ع) و فاطمه (س)، علاوه بر آن چند قدم به استقبال می رفت. در روایتی آمده است: پیامبر (ص) نشسته بود حسن و حسین (ع) به طرف آن حضرت آمدند. پیامبر (ص) وقتی آن ها را دید به احترام آن ها ایستاد. چون به کندی حرکت می کردند، پیامبر (ص) به استقبال آن ها رفت و آن ها را بر دوش خود سوار کرد و فرمود: چه مرکب خوبی دارید و شما چه سواران خوبی هستید.(مجلسی 1403، ج 43 ص 285)

هم چنین پیامبر (ص) در برابر حضرت فاطمه (س) نیز می ایستاد و او را بر جای خویش می نشاند. و هر گاه فاطمه (س) نزد پیامبر (ص) می آمد، پیامبر (ص) به احترام او می ایستاد و او را می بوسید و در جای خویش می نشاند. (همان، ج 37، ص 71)

ائمه (ع) در زندگی خود به کودکان همانند بزرگسالان احترام می گذاشتند. ابن ابی الحدید نقل می کند: روزی امام حسن (ع) از کنار کودکانی که سرگرم بازی بودند، می گذشت. کودکان در حالی که قطعه نانی در دست داشتند و می خوردند به امام حسن (ع) تعارف کردند و او را به خوردن نان دعوت کردند. امام دعوت آن ها را پذیرفت و با آن ها غذا خورد و سپس کودکان را به منزل خویش برد. به آن ها غذا و پوشاک داد و فرمود: دعوت آن ها از دعوت من ارزشمندتر بود زیرا آن ها هر آن چه داشتند به من دادند ولی من بیش از آن چه به آن ها دادم، دارم. (ابن بای الحدید، 1385 ج 11 ص 198)

شرکت کردن در بازی کودکان نیز نوعی احترام است به کودکان و شغل آن ها، که در واقع همان بازی است. پیامبر (ص) همواره با فرزندان خویش و حتی گاهی با کودکان اصحاب نیز بازی می کرد.

جابر می گوید: بر پیامبر (ص) وارد شدم در حالی که حسن و حسین (ع) را بر پشت خود سوار کرده بود و چهار دست و پا راه می رفت و می فرمود: شتر شما چه شتر خوبی است و شما چه سواران خوبی هستید. (مجلسی 1403 ج 43 ص 285)

برخورد مناسب با کودک

در بحث های پیشین اشاره ای شد به مراقبت های ویژه، به اینکه کودک پس از تولد نیازمند مراقبت است. از جمله ی آن مراقبت ها حُسن معاشرت و برخورد خوب با اوست. کودک، قلب ظریف و لطیفی دارد و همین طور روان انعطاف پذیر و زودرنج، با یک تبسم و لبخند زدن به او، می خندد و با یک اخم، آزرده می شود. کودکی دوران بسیار حساسی است. حاصل زحمات در پرورش او پس از سپری شدن دوران کودکی و نوجوانی است که خود را نشان می دهد. امکان دارد به خاطر وابستگی های خانوادگی که کودک دارد پاسخ به اعمال خوب و بد والدین در آن دوران ها را ندهد ولی پس از پایان دوران کودکی و نوجوانی، او عقده ها و کینه های نهفته ی پیشین را و همین طور محبت و لطف والدین را ـ که خاطره ی بسیار شیرین آن دوران است ـ بی پاسخ نخواهد گذاشت.

اگر والدین توقع دارند که فرزند مطیع و فرمانبرداری داشته باشند و موجب سربلندی و افتخار آن ها باشد و در آینده به علت وجود او خود را سرزنش و ملامت نکنند، باید برخورد خوب و معاشرت نیک با او داشته باشند. در همان آغازی که قدرت تمیز و درک تشخیص دارد نیکی ها را در عمل به او نشان دهند. به عنوان مثال اگر کودک زبان گشوده است، هنگامی که صبح از خواب بیدار می شود با یک سلام گرم و مهرآمیز با او روبه رو بشوند و هنگامی که شب به بستر می رود با یک شب بخیر او را نوازش کنند.

سیره ی پسندیده ی پیامبر خدا، آن معلم بزرگ بشریت که پیروان خود را نیز به این عمل و اعمال خوب دیگر سفارش نموده این است: «ملاطفت با کودکان، معاشرت خوب و پیشی گرفتن در سلام به آن ها».

فیض کاشانی در این مورد چنین می گوید: یکی از روش ها و عادات رسول خدا(ص)، ملاطفت با کودکان بود. (محجة البیضاء، ج 3، ص 366)

هنگامی که حضرت محمد(ص) از سفر بر می گشت، کودکان به استقبالش می شتافتند، آن گاه ایشان توقف می کرد و به آن ها می فرمود بیایید به آغوشم و آن ها هم از سر و دوش حضرت بالا می رفتند و حضرت به اصحاب خود نیز دستور می داد که بعضی از آن ها را بغل کنند، کودکان بعدها به این عمل رسول خدا(ص) تفاخر می کردند. (محجة البیضاء، ج 3 ،ص 366)

انس بن مالک می گوید: وقتی که پیامبر اکرم (ص) با کودکان برخورد می کرد به آن ها سلام می کرد و طعامشان می داد. (مستدرک الوسائل، ج2، ص 69)

حضرت امام رضا (ع) فرمود: معاشرت خود را با کودکان و بزرگان زیبا بکن. (مستدرک الوسائل، ج 2 ،ص 67)

آغاز کردن به سلام

پیامبر خدا (ص): [لازم است] کوچک بر بزرگ سلام کند و عبور کننده بر نشسته، و [جمعیت] کم بر [جمعیت] بسیار.

پیامبر خدا (ص): نزدیک ترینِ مردم به خدا و پیامبرش، کسی است که در سلام کردن، پیش دستی کند.

امام علی (ع): سلام، هفتاد حسنه دارد که شصت و نه تا برای سلام کننده است و یکی برای پاسخ دهنده.

توضیحی درباره ی سلام کردن کودک به بزرگ تر از خود بر پایه ی احادیثی که پیش از این در تبیین شیوه های تربیت کودک آوردیم، یکی از روش های تربیتی پیامبر خدا، سلام کردن به کودکان بود. ایشان، بیان فرموده که این اقدام من، بدان جهت است که پس از من، این سنت در جامعه ی اسلامی ادامه یابد: پنج چیز است که تا زنده ام رهایشان نمی کنم... و [یکی از آن ها] سلام کردن به کودکان است، تا بعد از من سنت شود.

همه ی مسلمانان وظیفه دارند در سلام کردن به یکدیگر، پیشی بگیرند و به ویژه، کوچک ترها وظیفه دارند به بزرگ ترها سلام کنند. (بحار الأنوار: ج 76 ص 10 ح 38)

با اندکی تأمل روشن می شود که این روایات، نه تنها با هم منافاتی ندارند بلکه مکمل یکدیگرند و عمل کردن به همه ی آن ها نیکوست، بدین سان که وظیفه ی اخلاقی آحاد جامعه ی اسلامی، پیشی گرفتن در سلام کردن به یکدیگر است ولی ادب، اقتضا می کند که کوچک ترها به بزرگ ترها سلام کنند، اما اگر کوچک تر به هر دلیل در سلام دادن به بزرگ تر تأخیر کرد یا تعلل ورزید، وظیفه ی تربیتی بزرگ تر این است که به کوچک تر سلام کند و بدین وسیله، او را متوجه قصور و یا تقصیر خود نماید. این اقدام، به خصوص در مورد کودکان، اثر تربیتی بیشتری دارد. به همین جهت، پیامبر خدا به کودکان سلام می کرد تا افزون بر اثر تربیتی آن، پیروان خود را متوجه آثار تربیتیِ شخصیت دادنِ به کودک و احترام به احساسات او نماید.

به عهد خود با کودک وفادار باشید

کلیب صیداوی می گوید: امام هفتم (ع) به من فرمود: هنگامی که به کودکان وعده ای دادید، حتماً وفا کنید زیرا آنان گمان می کنند که رزق و روزی آنان در دست شماست و پروردگار حکیم بیش از هر مورد، به وفا نکردن به وعده هایی که به همسر و فرزند داده شده، غضبناک می شود. (الکافی، ج 6، ص 40)

باید به شخصیت کودک احترام گذاشت و به وعده ها و قول و قرارهایی که با او بسته می شود پایبند ماند. نمی توان گفت او کودک است متوجه نیست یا اهمیتی نمی دهد بلکه باید همانند یک انسان بزرگ با او رفتار کرد و به احساسات او احترام گذاشت.

پیامبر اکرم (ص) نیز در این زمینه می فرماید: کودکان را دوست بدارید و با آنان مهربان باشید و هنگامی که به آنان وعده ای داده اید، وفا کنید زیرا آنان فقط شما را روزی رسان خود می دانند. (من لایحضره الفقیه، ج 3، ص 311)

بازی نیاز طبیعی کودک

بازی برای کودک یک نیاز طبیعی است که بدون آن کودک رشد سالم نخواهد داشت. کودکی که به بازی علاقه ای نداشته باشد تقریباً بیمار محسوب می شود. همه انسان ها اعم از بزرگ و کوچک، حتی انبیا و اولیا در دوران کودکی تمایل به بازی داشته و کم و بیش به بازی می پرداخته اند و این حاکی از این است که بازی از نیازهای طبیعی انسان است.

امام صادق (ع): فرزندت را رها کن تا هفت سال بازی کند و در هفت سال [دوم]، او را تربیت کن و هفت سال [سوم]، او را با خودت همراه کن. اگر رستگار شد، چه خوب در غیر این صورت، از کسانی است که هیچ خیری در آن ها نیست.

امام زین العابدین (ع): پیامبر (ص) به آن دو (امام حسن و امام حسین علیهماالسلام) فرمود: «هم اکنون، برخیزید و کُشتی بگیرید». آن دو از جای برخاستند تا کشتی بگیرند. فاطمه (س) که برای کاری [از خانه] خارج شده بود، بر آنان وارد شد و شنید که پیامبر (ص) می گوید: «دوباره، ای حسن! حسین را محکم بگیر و به زمین بزن». [از این رو] به پدر گفت: شگفتا ای پدر! این را بر آن دیگری تحریک می کنی؟ آیا بزرگ تر را بر کوچک تر تحریک می کنی؟! پیامبر (ص) به او فرمود: «دختر عزیزم! آیا خشنود نیستی از این که من بگویم: «ای حسن! حسین را محکم بگیر و به زمین بزن در حالی که دوست من جبرئیل می گوید: ای حسین! حسن را محکم بگیر و بر زمین بزن؟»

المعجم الکبیر به نقل از أبو ایوب انصاری: نزد پیامبر خدا رفتم در حالی که حسن و حسین (ع) نزد ایشان و در آغوش ایشان، بازی می کردند. گفتم: ای پیامبر خدا! آیا آن ها را دوست می داری؟ فرمود: «چگونه دوستشان نداشته باشم، حال آن که آن ها دو دسته گل من از دنیایند که می بویمشان؟»

آمده است در حالی که پیامبر خدا نماز می خواند، حسین (ع) آمد و گردن پیامبر (ص) را گرفت. ایشان با او برخاست و دست او را گرفت و همچنان او را نگه داشت تا به رکوع رفت.

هم چنین روزی پیامبر خدا با یارانش نشسته بود که حسن و حسین (ع) که خردسال بودند، به سوی ایشان رفتند و از سر و دوش ایشان بالا می رفتند. گاهی سرشان را برای آنان، پایین می آورد و گاهی، آنان را می گرفت و می بوسید. این در حالی بود که یکی از همنشینان ایشان با شگفتی، به این رفتار نگاه می کرد و گفت: ای پیامبر خدا! به یاد نمی آورم هیچ گاه فرزندی را گرفته و بوسیده باشم. پیامبر خدا خشمگین شد تا جایی که رنگش برگشت. پس به آن مرد فرمود: «اگر خداوند عزوجل مهربانی را از قلب تو گرفته است، من با تو چه کنم؟ کسی که به کودکان ما مهر نورزد و بزرگان ما را گرامی ندارد، از ما نیست».

با کودک، کودکانه رفتار کنید

طبیعت کودک مانند سایر موجودات که شروع به رشد می کنند نیاز به نوازش دارد. تحرک و جنب و جوش اگر در طبیعت نباشد، امکان رشد وجود ندارد. لذا بازی با کودک، احتیاج طبیعی اوست. تحرک، خنده، بازی و ... موجب رشد و بالندگی او می شود و از نظر روحی و روانی تأثیر فوق العاده ای دارد و از ناحیه ی دین اسلام به این امر توجه و عنایت خاصی شده است.

پیامبر اسلام (ص) فرمود: «مَنْ کانَ لَهُ وَلَدٌ صَبّا» کسی که کودک دارد باید در پرورش وی، کودکانه رفتار کند. (وسائل الشیعة، ج 21، ص 486)

امام صادق(ع) فرمود: «دَعْ إبْنَک یلْعَبُ سَبْعَ سَنینَ» بگذار فرزندت تا هفت سالگی بازی کند. (وسائل الشیعة، ج 21، ص 473)

سیره و روش پیامبر اسلام (ص) برای پیروانش درس بزرگی است. ایشان خود، امام حسن و امام حسین را به دوش می گرفت و با آن ها بازی می کرد. این کار لازمه ی دوران حیات کودکی با فرزند است. بازی والدین با کودک به نحو مشروع و بدون افراط و تفریط باید در برنامه ی زندگی روزانه قرار داده شود و هم چنین خریدن اسباب بازی مناسب و در خور شأن اقتصادی پدر و مادر و در خور شأن کودک لازم است.

رعایت حیا در ارتباط با کودک

اگر کودک شاهد فعالیت جنسی والدین و دیگران باشد، در بلوغ زودرس و انحراف جنسی او در آینده تأثیر خواهد داشت. بدین سبب، اولیای الهی در این باره هشدار داده اند.

رسول خدا (ص) فرمود: سوگند به کسی که جانم در دست او است، اگر مردی با همسر خود بیامیزد و در خانه، کودکی بیدار باشد و ببیند یا سخن و صدای نفس کشیدن آن ها را بشنود، هرگز رستگار نمی شود و سرانجام به زنا آلوده خواهد شد، چه پسر باشد چه دختر. (حر عاملی، وسائل الشیعه، ج 20، ص 134)

آن بزرگوار، از آمیزش زن و مرد در حالی که کودک در گهواره به آنان بنگرد، نهی فرموده است. (نوادر راوندی، ص 14)

نزدیک به این مضمون، از امام صادق (ع) رسیده است که فرمود: مرد با همسر خود نزدیکی نکند در حالی که در خانه کودکی هست زیرا سبب زنا می شود. این فرمان، از دیگر اولیای الهی نیز رسیده است. (حر عاملی، وسائل الشیعه، ج 14، ص 94)

علت این تأکید، آن است که عوامل بیرونی و محیطی، به صورت ناهوشیار بر غریزه جنسی کودک تأثیر می گذارد و وقتی صحنه ی نزدیکی پدر و مادر را ببیند، ممکن است به جهت تقلید همان کار را با همسال خود انجام دهد یا به سبب کنجکاوی، با آلت تناسلی خود بازی کند که در هر دو صورت، لذتی را در پی خواهد داشت و همین لذت و استمرار عمل، او را دچار انحراف جنسی می کند.

تصویر یا صدای عمل جنسی والدین، در حافظه و ضمیر ناخودآگاه کودک می ماند و سبب فشار های جنسی بر او در دوران نوجوانی و به ویژه بلوغ می شود که غرایز جنسی در او بروز می یابد.

در خبرها آمده بود: جوان 27 ساله ای که به سبب انحرافات جنسی به 2 بار اعدام و 3 سال زندان محکوم شد، در اعترافات خود علت انحراف خویش را مشاهده روابط جنسی والدین ذکر کرد. به همین سبب، در قرآن کریم دستور داده شده است که به کودکانتان بیاموزید هنگام خلوت با همسر خود (پیش از نماز صبح، هنگام ظهر، و پس از نماز عشاء)، سرزده به اتاق شما وارد نشوند چرا که ممکن است پوشش مناسبی نداشته باشید (سوره نور/ آیه 58) یا شما را در حال آمیزش ببینند و سبب بلوغ زودرس آنان شود.

نقش تربیتی داستان بر روی کودک

استفاده از داستان به منزله ابزاری برای رشد و افزایش آگاهی بسیار مؤثر و کاربردی است. خداوند متعال نیز در قرآن کریم از این روش بسیار استفاده کرده و در ضمن آن فضائل اخلاقی را به تصویر کشیده است. داستان حضرت یوسف یکی از این نمونه هاست. پیامبر (ص) و اهل بیت (ع) نیز از داستان برای تربیت اخلاقی مسلمانان استفاده می کردند. در این جا به عنوان نمونه داستانی از امام صادق (ع) نقل می کنیم:

در بنی اسرائیل مردی نیازمند بود که همسرش اصرار می کرد تا او به دنبال روزی برود. مرد در خواب دید که به او می گویند دو درهم حلال نزد تو محبوب تر است یا دو هزار درهم حرام. مرد گفت: دو درهم حلال و پاسخ شنید که دو درهم زیر سر توست. از خواب بیدار شد و دو درهمی را که زیر سرش بود برداشت، با یک درهم آن ماهی ای خرید و به منزل آمد. هنگامی که همسرش او را دید با ناخشنودی پیش آمد و سوگند یاد کرد که به ماهی دست نمی زند. مرد خود برخاست و هنگامی که شکم ماهی را پاره کرد، دو دُر در آن دید و آن ها را به چهل هزار درهم فروخت. (مجلسی، 1404، ج 100 ص 29)

این داستانی است که امام (ع) درباره ی ضرورت تأمین روزی خانواده از راه حلال و برکات آن بیان کرده است. تحقیقات تربیتی نیز ثابت کرده اند داستان هایی با محتوای اخلاقی نقش مهمی در تربیت اخلاقی کودک دارد.

انتخاب داستان مناسب

با توجه به اهمیت و تأثیر فوق العاده ی داستان مادر باید انواعی را برای بیان کردن و گفتن به کودک انتخاب کند.

اما چه داستان هایی را انتخاب نماید؟ این بستگی دارد به آن که مادر در بیان داستان چه هدفی دارد. شکی نیست که داستان های جن و پری، آدم جنگلی، دیو مخوف و از این قبیل باید دور افکنده شود. منظور این نیست که بگوییم جن وجود ندارد بلکه می گوییم آنچه که برای کودک باید انتخاب شود از این نوع مناسب نیست. قصه های ترس آور کشنده اشتهای کودک و موجب ایجاد ترس های خطرناکند.

داستان ها باید تصاویری از حق و باطل به دست دهند و در آن پیروزی ها اغلب از سوی حق باشد و یا لااقل روح امید را در کودک زنده نگه دارد.

داستان باید روح ابتکار را در کودک تقویت کند و جنبه های خصمانه و کینه توزانه را در او بکشد و یا تضعیف کند، درس اخلاق بدهد و راه و روش انسانیت بدو بیاموزد. برای کودکانی که ترسو هستند بهتر است از داستان قهرمانان و شجاعان صحبت شود و برای آن ها که اشتباهاتی دارند داستان های دیگری برای کوباندن آن روحیه ها. برای اطفال خردسال از داستان های غم انگیز نقل نشود زیرا روح آنان را افسرده می سازد و بعدها ممکن است حالت قساوت را در آنان تقویت و یا ایجاد نماید.

داستان ها باید روح اعتماد و اطمینان را در کودکان زنده کنند و آن ها را از یأس و نومیدی دور و بر حذر دارند. داستان باید جنبه ی ارشادی داشته باشد، موجب تحول و حرکتی در کودک شود نه آنکه عقلش را تخریب کند و ذهن و هوش او را برباید. داستان ها باید در خدمت اهداف انسانی و مذهبی باشد نه در خدمت پلیدی ها، باید اصول زندگی شرافت آمیز را به فرد بیاموزد نه جنبه های آلودگی را. و بالأخره اگر داستان ها ملموس و قابل درک باشند بهتر در روح کودک اثر می گذارند.

الگوگیری کودک از قهرمان داستان

کودکان با خواندن قصه و داستان بین خود و قهرمان داستان یک نوع رابطه ایجاد می کنند و خود را به او نزدیک می نمایند به گونه ای که از این رابطه احساس امنیت و آرامش می کنند. بنابراین اقدامات و اعمال قهرمان قصه به عنوان نکته های مورد قبول آنان واقع می شود و این اعمال را شایسته ی به کارگیری در رفتار و حرکات خود تلقی می نمایند، حتی به کارگیری این اعمال را نوعی ویژگی و افتخار برای خود می دانند. با توجه به اینکه ذهن کودکان پاک است و از سوی دیگر همراهی با قهرمان قصه، باعث می شود که صفات و ارزش های وی با روح و جان کودکان آمیخته شود؛ به همین علت است که وقتی قهرمان قصه، به علت خوبی و صداقت مورد حسد واقع می شود، آنان از خود واکنش نشان می دهند و در این مورد سؤال های مکرر می کنند و سرانجام وقتی همین ویژگی، قهرمان داستان را نجات می دهد، عشق ورزی به این ارزش ها، همچون بذری در نهاد آنان افشانده می شود و میل به گریز و پرهیز از کسانی که زشتی ها و بدی ها را منتشر می کنند، در وجود آنان بارور می شود.

بنابراین والدین با به کارگیری داستان هایی درباره پیامبران و معصومین (ع) و ویژگی های شخصیتی آنان، پیروان و یارانشان، می توانند الگوهای واقعی را در زمینه های دینداری به کودکان معرفی کرده و اثر عمیقی در افکار و عقاید آنان به وجود آوردند و زمینه های رشد و تفکر دینی را در آنان تقویت نمایند.

تربیت کودک برای زمان خودش

والدین علاقه دارند فرزندشان مثل خود آن ها تربیت شود، مثل آن ها فکر کند و مانند آن ها عمل نماید. ولی امیرالمؤمنین (ع) این مطلب را نمی پذیرند و می فرمایند: «کودکان خود را به عمل کردن به آداب و کردار خود مجبور نکنید چرا که آنان برای زمانی غیر از زمان شما خلق شده اند» (شرح نهج البلاغه ابن ابی الحدید، ج 20، ص 267)

انسان، در حال پیشرفت و ترقی است. و نیازهای هر نسلی، با نسل گذشته متفاوت است. در گذشته پدران ما نیازها و توقعاتی داشته اند که با نیازهای امروز ما متفاوت بوده است. و نیازهای آینده ی فرزندان ما نیز با نیازهای امروز ما متفاوت است. اگر فرزندان ما بخواهند مثل ما رفتار کنند، در حقیقت یک گام به عقب برداشته اند. بنابراین والدین باید زمان شناس بوده، نیازهای امروز فرزندان خود را تشخیص داده و طبق آن با فرزندان خود رفتار کنند.

البته این به معنای دست برداشتن از اصول اعتقادی و اخلاقی نیست. چرا که این اصول در همه ی زمان ها و برای همه ی انسان ها ثابت است. بلکه مراد از این روایت، آداب و سنن عرفی و اجتماعی جامعه می باشد که در هر زمانی مخصوص همان نسل است. به عنوان مثال با اختراع اتومبیل و وسایط نقلیه، دیگر کسی در زمان ما از اسب و الاغ و کالسکه و گاری استفاده نمی کند.

کودک > نوپا > سلامت معنوی
1396/05/17
کارشناس مامایی خانم ناصری
S s s s s s 0
o j k q

اگر مایل هستید، می توانید مطلب فوق را با دوستانتان به اشتراک بگذارید

مطالب مرتبط

اگر نظری یا سؤالی در مورد مطلب فوق دارید در بخش نظرات با ما در میان بگذارید. ما نکات شما را با دقت می خوانیم.

نام و نام خانوادگی
آدرس ایمیل
متن نظر
کد امنیتی